سحرها در گریبان شب اوست
دو گیتی را فروغ از کوکب اوست
نشان مرد حق دیگر چه گویم
چو مرگید تبسم بر لب اوست
< بباد صبحدم شبنم بنال...
برون کن کینه را از س... >