بفرستم ای امیر به تعجیل شربتی
زان کز قوام و نفع چو لفظ بدیع اوست
شیرین و ترش گشته دو جوهر به هم رفیق
این چون حدیث دشمن و آن چون عتاب دوست
آورده زیر کان ز پی فایده برون
رز را یکی ز سینه و نی را یکی ز پوست
< شمارهٔ ۹۷ - در قناعت...
شمارهٔ ۹۵ - در طلب ش... >